عنوان:هیچ کس جراتش را ندارد            نویسنده:حمیدرضا شاه آبادی

نویسنده  با انتخاب عنوان و مکانی که برای داستانش برگزیده است در جذب مخاطب نوجوان بسیار موفق بوده است.

از ویژگی اصلی موضوعی این رمان پرداختی نوین به مضمون جنگ است که با ظرافت تمام در توصیف ها و صحنه پردازی قلعه مخوف، داستان را به سمت جنگ سوق می دهد ،بطوریکه خواننده را با غافلگیری خوبی همراه می کند.

رمان" هیچکس جراتش را ندارد " ، داستان نوجوانانی است که در کمک به دوستی که پدربزرگش بیمار است به دنبال او می‌روند و اتفاقاتی ترسناک رقم می‌خورد و در نهایت، داستان به آغاز جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ملت ایران گره می‌خورد.این اثر، دارای داستانی پرماجرا است و فضای آن، تفاوت‌های زیادی با سایر رمان‌های نوجوان دارد. داستانی غیرقابل پیش‌بینی که به جنگ ختم می‌شود

در خلاصه‌ای از این رمان می‌خوانیم: یک روز که در میدان‌گاهی وسط قلعه بازی می‌کردیم، یک سنگ بزرگ از بالای بام قلعه افتاد وسط ما و شانس آوردیم که بلایی سر کسی نیامد. اول فکر کردیم قسمتی از دیوار قلعه خراب شده و ریخته، اما دیوارها سالم بود و سنگ هم از جنس دیوار نبود ...