معرفی کتاب
کتابفروشی ۲۴ ساعته آقای پنامبرا که با هیجانی وسوسهانگیز و فراستی عالی روایت شده، شما را به یاد فروشگاهی میاندازد که به اجبار وارد میشوید، اما هرگز دوست ندارید از آن خارج شوید.
صاحب کتابفروشى، آقاى پنامبرا، پیرمردى مهربان و دوست داشتنى است که به همراهِ جانون و یک نفر دیگر سعى مىکنند خدمات بیست و چهار ساعته ارائه بدهند و این اولین نکتهى مرموز در مورد این کتابفروشى است. اصلا چه نیازى است که یک کتابفروشى بیست و چهار ساعته کار کند؟
کتابفروشى دوبخش دارد؛ قسمتى که کتابهاى معمولى و روزِ بازار در آنها پیدا مىشود و یک قسمتِ خاک خورده و عجیب که همچون دالانى اسرارآمیز از نظرها دور مانده، بخش کتابهایى که تنها با عضویت در یک انجمنِ سرى مىتوان به آنها دست پیدا کرد. کلى سعى مىکند رازِ این کتابهاى عجیب که با خطى رمزگونه نگاشته شده اند را کشف کند.
از همهى اینها مرموز تر، اعضاى انجمن هستند که براى امانت گیرى کتابها به کتابفروشى مىآیند و با یک ترتیب خاص کتابها را به امانت مىبردند. ذهنِ کلى درگیرِ معماىِ این کتابها و کتابخوانهاست. آیا کلى مىتواند با کمکِ دنیاى نوینى که در آن تبحر دارد، از پس حل این راز بزرگ برآید؟
داستان کتاب به شدت نو و بدیع بود، به شکلى پیچک ِمعما در میانِ کلمات پیچیده شده بود، که خواننده، برگ از پى برگ پیش مىرفت تا همراه با کلى و دوستانش بتواند رازِ ماجرا را عیان کند.
به کارگیرى اصطلاحاتِ بسیار زیادِ دنیاى وب سبب شده بود فهمِ برخى مفاهیم براى مخاطب عام دشوار شود و لذت خواندنِ رمانى روان را از خواننده سلب کرده بود. اگرچه مترجم تمام سعى خود را براى انتقال این مفاهیم از طریق پاورقى کرده بود، اما این امر به سبب سبک خاص نویسنده وارد داستان شده بود و چیزى جداى از آن نبود.
کتابخانه امام محمدباقر(ع) در سال 1384 در سه طبقه افتتاح گردید. کتابخانه شامل بخش های مخزن کتاب ، سالن مطالعه براداران و خواهران وبخش کودک می باشد.